|
سلمان رشدی
ترجمه: فرزاد نازاری
به نظر می رسد،که دوباره ازاول ما نیازبه جنگیدن برای روشنگری،درهمه جاداریم، دراروپا هم همچنین.مبارزه ای که در باره امیال کلیسا برای گذاشتن حد ومرز روی اندیشه.روشنگری مبارزه ای علیه دولت نبود بلکه علیه کلیسابود.
دتریوس درداستانش(متدین)با تصویر،اسمها ورفتارهایشان،کفری عمدی بود،که حاکمیت مذهبی ونمادها وتفتیش عقایدش رابرهرچیزی که امکان گفتن داشت،به مصاف می طلبد.بیشترایده ها درباره آزادی سخن وتصورواندیشه ازروشنگری می آید.ما شاید تصور کرده ایم که مبارزه پیروز شده است.ولی اگر مراقب نباشیم نزدیک است که ناپیروز شود.
اهانت و بی احترامی،بخشی از زندگی روزانه همه در بریتانیا است.تنها کاری که باید انجام بدی ،اینکه روزنامه ها را باز کنی،پر ازاهانت است ویا می توان درقسمت مذهبی کتاب فروشی ها قدم زد و محکومیت خود را به آتشهای ابدی جهنم کشف کرد، که بدون شک فقط فحاشی و اهانت است نه اینکه بگویید نوعی از زیاده روی.
این تفکرکه جامعه ای می تواند ساخته شود،که درآن به مردم توهین و فحاشی نمی شود،ومردم این حق را دارند که از قانون بخواهندکه از آنها دربرابراهانت وبی احترامی دفاع کند،مزخرف است.درآخربحثهای اساسی لازم است که انجام شود،آیا می خواهیم در یک جامعه آزاد زندگی کنیم یا خیر.دمکراسی مهمانی چایی خوردن نیست که مردم دور هم جمع می شوند و با هم گفتگوی سیاسی می کنند.در دمکراسیها مردم به شیوه ای افراطی از همدیگر عصبانی می شوندوشدیدا علیه مواضع همدیگرجدل می کنند.( اما شلیک نمی کنند) .
در کمبریج متدی قابل ستایش درمجادله به من یاد داده شد،روشی که شما هرگزجدل را شخصی اش نمی کنید،اما مطلقا هیچ احترامی هم برای نظر مردم نداری.توهیچوقت با شخص خشن نیستی،اما می توانی در مورد چیزهایی که شخص فکر می کند بی رحمانه خشن باشی، این برای من یک نوع تمایز قاطعانه است. مردم باید در برابر تبعض بوسیله فضیلت نژادی محافطت شوند،اما شما نمی توانید افکار آنها رادرتوری فلزی محصور کنید.لحضه ای که شما گفتید هر ایده ای مقدس است،چه تفکر دینی باشد وچه ایدیولوژی سکولار،همان موقع شما مجموعه ای ازایده ها را اعلام می کنید که باید در برابر طنز و استهزا ویا اهانت ایمن باشند، اینجوری آزادی اندیشه غیر ممکن می شود.
این حکومت با قانون(تحریک نفرت مذهبی اش) ترتیبی داده است که این غیر ممکن بوجودبیاید.خصوصی به تو خواهند گفت که طراحی این قانون برای خشنود کردن مسلمانان است.اما کدام مسلمانان، چه موقع و چه روزی.توانایی این قانون درحفاظت از مسلمانان،برای من قابل بحث به نظرمی رسد.کاملا ممکن است این بجای اینکه علیه هر کسی دیگر استفاده شود،علیه مسلمانان استفاده شود.در این کشور راسیستهای قابل شناسایی وگروههای دست راستی وجود دارند که استدلال خواهند کرد، مسلمانان خود کسانی هستند که نفرتهای مذهبی را تحریک خواهند کرد. واین گروهها ازاین قانون استفاده خواهند کرد و یا تلاش می کنند که استفاده کنند.
جای سوال نیست ، که همچنین رهبران اسلامی مشتاق تحت تعقیب قراردادن دیگران وجود خواهد داشت به عنوان مثال همین آیات شیطانی،و اگر این قانون تصویب شود تلاش می کنند که همین کار را بکنند.بنابراین این قانون باعث می شود که ابعاد بزرگتری از ابراز ناشکیبایی ها جلوه گر شود.
ازهمین حالاسیکهای شورشی با زور بازی "رسوایی" کار،گورپریت کائوربهاتی را دربیرمنگام بسته اند، وحکومت تا کنون چیزی در این رابطه که یک جنایت آشکار است نگفته است.حمید قریشی در این رابطه یکی از بهتیرن کامنتهایش را نوشته است.وقتی که او خاطرنشان کرد تئاترهم مثل معبد شده بودعین همان معبد خیالی در بازی.
پروتستانها هم به بی بی سی برای پخش "اوپرا" از شوهای،جری اسپرینگر پریدند و علیه اش اعتراض کردند.
من با " ایان جک"سردبیر افتخاری موافق نیستم وقتی اعلام کرد که من کاملا خوشحالم که پلیس ازجایگزینی گارگران اعتصابی چاپ دفاع کرد،اما از دفاع تئاتر بیرمنگام دربرابرسیکهای خطاکارخیر.
عذر من رابرای ندیدن پرنسیپهای"منع کردن،که اوازقانون استدعا میکند بپذیرید.برای من حتی گفتن، از این نوع که ما نمی فهمیم عصبانی کردن خطاکار چیست وما نباید آنها را عصبانی کنیم،نوعی ورشکستگی لیبرالی است.اینکه بگوییم شما میتوانید مذهب خود را آنجا در گوشه ای داشته باشیدو ما در حق شما هیچ حماقتی نمیکنیم،این مداراکردن است.
کازی که نهایتا این نوع برخوردها و رفتارها وقانون،دولت خواهد کرد،تحلیل بردن اصول آزادی بین است که زندگی همه،مذهبی وغیر مذهبی را در این مملکت تحت تأثیر قرار خواهد داد.اگر ما نتوانیم در باره ایده هایی که با آنها زندگی میکنیم آزادانه مباحثه کنیم،پس ما داریم لباس خفت دیوانگان را برتن خود میکنیم وخود را راه راه کرده ایم.
این اهمیت داردکه مردم جدل را به نقطه ای برسانند، که کسی توسط گفته های آنها متهم شود.حمایت ازآزادی سخن گفتن کسی که شما با سخنانش موافقید ویا کسی که حرفهایش با شما فرق میکند،نیرنگ و حقه بازی نیست.حمایت از آزادی سخن گفتن لحظه ای شروع میشود،که مردم چیزی میگویند و شما تحمل نمیکنید. اگر شما از حقوق آنها برای گفتنش حمایت نکنید دیگر شما معتقد به آزادی سخن گفتن نیستید،وشما به آزادی سخن گفتن تنها زمانی اعتقاد دارید که موی دماغتان نشود، ولی آزادی بیان موی دماغ مردم خواهد شد.
نیچه" که ماتئو پاریس تازگی به ما یادآوری کرد.میگوید مسیحیت یک نفرین عظیم ویک بدنامی جاودان در حق انسان نوعی است.آیا نیچه باید حالا تحت تعقیب قرار گیرد. گفته ها و اشارات انتقادی،هتاک، خام و بی ادبانه نسبت به مذهب دارای سنتی طولانی در کشور بریتانیا می باشند.که بعضی توسط متفکرین بزرگ وبعضی هم توسط کمدینهای مورد علاقه ما بیان.مانند رووان آتکینسون در فیلم کمدی بلک ادرز نجوا شده اند:"هوای بد" شیوه ای است که از طریق آن خداوند میگوید ما باید کاتولیکهای بیشتری را بسوزانیم. اگر حتی حکومت فکر نکند که چنین سخنی ممکن است سرازتعقیب قانونی دادگاه دربیاورند،که خیلی ممکن است،این کافی خواهد بود تا پرده های خودسانسوری عمومی پایین کشیده شود. آن روز که این قانون عملی شود،روز غمگینی خواهد بود.اگر عملی شد ما باید این قانون را بشکنیم ودر دادگاه آزمایشش کنیم به این امید که مزخرف بودن این قانون را به رسمیت بشناسند.
سلمان رشدی : رئیس انجمن قلم آمریکا، حمایت کننده کمپین " آزادی بیان جرم و تعرض نیست" که توسط انجمن قلم انگستان برپا شده است.
|