نامه های شما

س. م.
سلام خانم کم گویان... امیدوارم حالتون خوب باشه.. احتمالا سرتون خیلی شلوغه..اما هر وقت 5 دقیقه فرصت داشتین، به این میل من یه نگاهی بندازین.. البته و صد البته که انتظار جواب شنیدن از شما رو ندارم... فقط می خواستم خودمو این جوری راحت کنم...
ببیند، مسئله ی خدا و وجود اون خیلی مهمتر و مفصل تر از اونه که شما دوستان دارید ازش بهره برداری سیاسی می کنید... البته منکر این قضیه نیستم که این دوتا (علم و استثمار دینی) وابستگی زیادی به هم دارن. اما وقتی من نوعی با هزار دوز وکلک سایت فیلتر شده ی شما رو باز می کنم، انتظار دارم در اون بحث از خدا باشه.. نه سیاست...!!  می دونید اشکال کار کجاست.. اینکه اگه قراره از بدبختی ها و مصائبی که ناشی از تدین ملتهاست سخن بگید، نباید منحصرا به ایران بپردازید. البته این نکته که شما یک وطن پرستید، کاملا قابل تامله.. اما مسئله ی دین چیزی فراتر از ایران به عنوان شاخص ترین کشور مذهبی با انقلابی دین محوره.. دوست ندارم این رو بگم.. اما امیدوارم جبهه گیری شما به واسطه ی دوری از مملکت نباشه.. اگه قراره با این معضل برخورد کنیم، باید جامعه ی بشری رو مخاطب قرار بدیم.. مگه همین پاپ بندیکت بهتر از روحانیون این وریه...به نظر من که این جور نیست.. البته که شما مسلما دلایل خودتون رو دارید و قرار نیست که همه هم از این دلایل آگاه بشن.. اما کسی که پرچم روشنفکری رو در دست می گیره، متعلق به خودش نیست...
از همه ی اینها گذشته، خیلی از مواجهه با سایتتون خوشحال شدم..(سایت بی خدایان و سایت شخصی خودتون) البته جواب پاسخ هایی که نویسندگان و دوستانتون به دیگران داده بود، آنچنان دلچسب نبود.. البته من هم به همین نتایج رسیده ام.. فکر کنم شیوه ی بیان من وقتیکه تو مباحثه با فرد دیگری ام بسیار قانع کننده تر ازشیوه ی دوستان شماست...!!!! البته این شامل همه ی دوستان نمی شه...
 من شخصا خیلی دوست داشته و دارم که بتونم به مردمان اطرافم بفهمونم که گرفتن حق در این دنیا رو به بهانه ی حضور بابا(خداوند) در مسند  خلافت و وجود دنیایی بی هویت به ناکجااباد موکول نکنند. این احتمالا والاترین هدفه منه.. این که بهترین قانون برای دو روز زندگی کردن لزوما در نظر گرفتن حقوق انسانی و برخورد با متخلفان بر اساس همین قوانین و نه احکامی با قدمت چندین هزار ساله و تعلق به عصر مفرغه... من در دست نوشته ای که تهیه کردم به تمام این سئوالات و نحوه ی برخورد با اونها پرداخته ام.. جواب سئوالهای چرایی رو خیلی خوب(به ظن خودم) یافته و بعضا در مجالست های دوستانه با توسل به همین ها بسیاری را اقناع و یا حداقل در تشکیک فرو برده ام... و البته که از این بابت بسیار خرسندم.چون فکر می کنم سطح شعور بشری به تدریج پذیرای بی خدایی به عنوان یک روش برتر خواهد شد که مدیریت کلان اون با ذهن انسان هاست.... مطمئنا در سالیان اینده به این موضوع به عنوان یکی از اولویت هایم خواهم پرداخت.
نکته ی دیگه ای که می خواستم شما هم در جریان باشید اینه که مطمئا همه مون این مرض رو می شناسیم(استثمار دینی). اما این دردی به قدمت تاریخه.. مطمئنا نبایستی انتظار داشت که با یک نسخه ی من و شمایی این درد درمان بشه... بگذارید هر کس به ظن خود یار این قضیه بشه... به قول خودم: هر کس به طریقی ره خود پیماید   دیوانه جدا، رند جدا دریابد. خیلی برام قابل قبولتره که برخورد با این قضیه به دور از تعصب و غرض ورزی باشه... به هر حال امیدوارم همه مون در دستیابی به اهدافه عالیه مون که رفاه وسعادت کل بشر رو تضمین کنه موفق باشیم... و این امر که فردی در کل جهان تاثیر گذار باشه، چندان دور از دسترس نیست... همانگونه که اسکندرها، ناپلئون ها، گاندی ها، انیشتین ها هم همین گوه بوده اند.....

رها مهاجری:
با سلام از سایت عالی شما متشکرم من را هم به عنوان یک جوان ایرانی به عضویت انجمن بیخدایان بپذیرید لطفا از عکسهای ضد خدا و اسلام بیشتر استفاده کنید آیا میتوانم عکس ارسال کنم؟ با تشکر....... لعنت بر خدا این موجود خیالی و زنده باد بی خدایی

مهراد:
با سلام وعرض ادب  خسته نباشید
خانم کم گویان در قرآن سوره نسا امده است آیه:3 که هرمردی می تواند 4 زن بگیرد و در همین سوره در آیه 24 گفته  می توانید پس از جنگ زنان شوهر دار را که اسیر شده اند به نکاح خود درآورید و همچنین توضیح داده که زنا نکنید بلکه با مال خود زنی را به اختیار بگیرید و پس از بهره مند شدن مزدش « مهر» را بدهیدو در آیه 25 آمده اگر توان مامی ندارید کنیزان خود را به زنی بگیرید و بعد از توانای مالی زنان آزاد بگیرید
خانم کم گویان این سخنان و افکار پلید  از ذهن معیوب و بیمارشخصی بنام محمد پیامبر اسلام در آمد . شخصی که یک بیمار روانی بوده 
جالب است بگویم محمد بلیش از 450 زن داشته  و محمد همواره در هراس بوده که مبادا زنانش با مردان در رابطه باشند و اخباری که بگوشش میرسید او را نگران می کرد چرا که میگفتند چگونه محمد از وحی میگوید و اسرار می داند ولی از زنانش خبر ندارد
به همین علت محمد دستوراتی صادر کرد و انها را احکام خداوند خواند. سوره حزاب آیه 31 ای زنان پیغمبر هر که از شما بکار ناروای دانسته اقدام کند  دو برابر دیگران عذاب کنند  آیه 32 پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگوید.و در آیه33گفته ای زنان پیغمبر در خانه هایتان بمانید و بی دلیل خارج نشویدو آرایش نکنید
خانم کم گویان عطش محمد نسبت به زنان بی حد حسر بوده و تمامی نداشته در همین سوره آیه 50  آمده ای پیغمبر گرامی تمامی زنان که مهرشان دادی  بر تو حلال کردیم و کنیزانی که خدا تو را نسیب کرد و ملک تو شد  و نیز دختران عمو و عمه و خالو و خاله  آنهای که با تو از و طن  خود هجرت کردند و نیز هر زنی که بی مهر خود را به تو ببخشد
یکی از بزرگترین مشکلات پیامبر اسلام این بوده  که برای همبستر شدنبا زنانش بوده ؛ کدام زنش را انتخواب  کند ونمی توانسته رضایت تمام زنانش را فراهم کند . در آیه 51 گفته هر یک از زنانت  را خواهی نوبتش موخر دار و هر که را خواهی  به خود بپذیرو در آیه 52 آمده آگر کنیزی مالک شدی نوش جانت و در همین آیه به مردان دستور داده از زنان پیامبر دوری کنید  و هرگاه چیزی میطلبید از پس پرده بخواهید  تا دلهای شما و زنان پیامبر پاک بماند
خانم کم گویان ننگ بر محمد و کتابش قرآن و زنده با بی خدایان
                                                                         
حامد راد:
من می‌خوام جهان بدون خدا رو براتون به تصویر بکشم. اصلا به دین و مذهب هم کاری ندارم فقط می‌خوام گفته‌ی شما رو که می‌گید خدایی وجود نداره شرح بدم. خوب شما حتما می‌گید تمام دنیا طبیعیه و هیچ قدرت بالاتری اون رو نساخته. خوب تا اینجا درست. شما می‌گید جایی بنام بهشت و جهنم و روز قیامت و روز حساب‌رسی وجود نداره و گناه و ثوابی هم وجود نداره. خوب اینم درست. من همه این حرفا رو قبول می‌کنم و می‌شم یک کافر. حالا من که یک شخص کافر هستم و هیچ خدا و قدرت بالاتری رو قبول ندارم شروع می‌کنم به زندگی. یک روز توی یه خیابون خلوت رد می‌شم، یه پیرزنی رو می‌بینم که تازه از بانک اومده بیرون و یه بسته پول همراه داره. من با زرنگی و خلاقیت خودم اون پول رو می‌دزدم. یک روز دیگه یک بچه رو فریب می‌دم و بهش تجاوز می‌کنم. روز بعد فقط برای تفریح و سرگرمی یک نفر رو می‌کشم. خوب بعد به کارهایی که انجام دادم فکر می کنم. دزدی-تجاوز-قتل. خوب من یک کافرم چرا باید از این کارها ناراحت بشم یا حس بدی بهم دست بده من که به خدا ایمان ندارم و همچنین به جهنم که یک روز منو بخاطر انجام این کارها اونجا بذارن و عذابم بدن. پس سعی می‌کنم دفعه‌ی بعد پول بیشتری بدزدم و از هر طریق و با هرکسی که شده رابطه‌ی جنسی داشته باشم. چرا نباید این کارها رو بکنم در حالی که کافران چیزی بعنوان گناه و روز حساب‌رسی رو قبول ندارن و آزادن در این عمر کوتاه دنیوی هر کاری رو که بخوان انجام بدن تا زمانی که
مرگشون فرا می‌رسه و بطور کامل نابود می‌شن و هیچ هراسی از جهنم ندارن. خوب شاید شما بگید آدم اگر انسانیت داشته باشه این کارها رو انجام نمی‌ده. حالا من سوال می‌کنم مگر نداشتن انسانیت گناه محسوب می‌شه. اصلا کافران که خود گناه رو قبول ندارن. حالا من انسانیت ندارم و هر کاری که خواستم می‌کنم بدون ترس از هیچ موجودی.
ببین دوست عزیز تو چطور می‌تونی این شخص کافر رو قبول داشته باشی و بگی هیچ خدایی وجود نداره که با سنجیدن اعمالمون پاداش و جزامون رو بهمون بده. اگر همه اینطور فکر کنند که جهان پر می‌شه از بی‌عدالتی - ناامنی و... و اصلا چطور نمی‌تونی خدا رو قبول داشته باشی و بگی که خدا چگونه بوجود
آمده. من میخوام بدونم شما که می‌گید این جهان از روی طبیعت بوجود آمده می‌خوام بدونم این طبیعت چگونه بوجود آمده. اگر می‌گید خوب طبیعت از همون اول بوده. منم میگم خوب خدا هم از همون اول بوده

مت کلارک از ایالت مین آمریکا:
چقدر خوبست می بینم یکی مانند شما با چنین تعقلی صحبت می کند. من مشغول مطالعه کتاب سام هریس: "پایان دین: دین ترور و آینده خرد " هستم. چه کسی توانسته بخوبی شما حتی سکولارهای فناتیک معتقد به مالتی کالچرالیسم را که غیر قابل توچیه ترین عقاید و رفتارها را توجیه می کنند چنین بخوبی نقد کند؟

دیدگاه سام هریس این است که مشکل بشر از مذهب است و به سنت اگوستین بر می گردد! او همچنین یهودیت و اسلام را هم مقضر می بیند. کتاب خیلی عالی است.

مایک جک:
خانم کم گویان عزیز
بخاطر شور و حرارتی که در کار شما هست از شما تشکر می کنم. من فقط می توانم شجاعت را که شما دارید و به ئر کارتان هست تصور کنم. خانواده من کاتولیک هستند و بعنوان کسی که به دنبال حقیقت زیبایی و روشنگری بوده من تا دستیبابی به رهایی از دین زجر و ناراحتی کشیدم چون دین منشا رکود و اختناق است. مرگ تنبیه من برای ترک دین منظور نگردیده بود. من و خانواده ام هنوز به یکدیگر نزدیک هستم هرچند در ابتدا نگران و ناامید بودم که بتوانم این رابطه را حقظ کنم. بعید می دانم که به اندازه شما شجاع بوده باشم و بتوانم برای اعتقاداتم حتی مجازات مرگ را مانند شما بپذیرم. کاش می توانستم تا ان حد مانند شما شجاع باشم اما می دانم که چنین نیستم. شهامت شما درسی است برای من که بتوانم برای پایان بخشیدن به درد و رنج دیگران به تصمیمات مهم دست بزنم.

من همیشه در مورد اسلام کنجکاو بوده و دانشم کم بوده است. اخیرا به مطالعه سایر ادیان و فرهنگها پرداخته ام. مانند کسانی که شما آنها را نقد کرده اید منهم از بیم آنکه  برچسب راسیست  و احمق نخورم از اسلام انتقاد نکردم. من در مورد رنج و درد کسانی که زیر یوغ این دین هستند هیچ چیز نمی دانستم.

انسانهایی مانند تو آغازگر تغییرات مثبت هستند. با کلام تو بسیاری به وجود خود و بازگشت به انسان بودنشان می پردازند. به همین دلیل بود که برده داری در آمریکا به پایان رسید.

بار دیگر از شما بخاطر اهمیت دادن به خواهران و برادران خود تشکر می کنم.
دوستدار شما 

ناخدایی:
سرکار خانم کم گویان با سلام
سایت شما را دیدم. خسته نباشید. در ایران مردم از اسلام کناره گیری می کنند و به  مسیحیت و زرتشت می پیوندند. از چاله اسلام بیرون می آیند و به چاه دیگری پناه می برند.  در مورد دین – ناباوری من تحقیقاتی کرده ام که جمع و جور کرده و می فرستم. لطفا نیچه را فراموش نکنید. دکترین فلسفی ولتر نیر جالب است.

شادکام باشید